|
عمليات القاعده و طالبان روز به روز دقيق تر مي شود
برگردان: مرضيه دانش
از روزنامه آلماني زبان بوند( (6/1/10) چاپ سوئيس
نويسنده:خانم ايگناس اشتاوب
عمليات انتحاري چند روز پيش در افغانستان موجب مرگ هفت نفر از اعضاي سازمان «سيا» گرديد. اين عمليات توسط يکي از جاسوسان دو جانبه اردني انجام يافت.
پايگاه « چپ من» واقع در جنوب شرقي افغانستان در منطقه اي استراتژيک واقع گرديده و بهمين دليل آمريکائي ها براي استقرار نيرو هايشان سکنه اين ناحيه را به ديگر نقاط افغانستان انتقال داده اند.اين منطقه که در نزديکي مرز پاکستان واقع شده به شکلي غير رسمي در اختيار فرماندهي ارتش آمريکا قرار داشته و اساس فعاليت آن توسط سازمان اطلاعات آمريکا سازماندهي ميگردد.هدف اصلي آمريکا از انتخاب اين محل نزديکي آن به نيروهاي طالبان و القاعده جهت کسب اطلاعات از اين نيرو هاست.اين منطقه به دليل موقعيت استراتژيکش، به آمريکائي ها کمک مي کند تا از اين طريق بتواند عملياات نظامي خود را عليه تروريست هاي افغاني و پاکستاني در منطقه مرزي بين دو کشور طراحي و به اجرا درآورند. يکي ديگر از اهداف آمريکائي ها دستگيري و يا از بين بردن حقاني کلان، رهبر ، جلال الدين و پسرش سيرا جودين است که امروزه از پر نفوذترين افراد مخالفشان در افغانستان هستند. در سال 2009 اجراي عملياتي براي از بين بردن اين افراد منجر به مرگ بيش از سيصد نفر گرديد که تعداد زيادي از اين قربانيان را شهروندان عادي تشکيل مي داد.
جلال الدين حقاني در ابتدا مخالف آمريکا نبود و در دهه هشتاد يکي از مخالفان سرسخت اشغالگران شوروي بحساب ميآمد. وي بخاطر پيگيريش در مبارزه بر عليه شوروي، بيش از حد مورد اعتماد و احترام آمريکا قرار گرفته بود و بهمين خاطر هم در آن زمان آمريکا پول و اسلحه در اختيارش قرار داده و رابطه بسيار صميمانهاي در بين آنان برقرار شده بود. «چارلي ويلسون» يکي از مقامات بلند پايه و ماجراجو در تکزاس که علاقمندي بسياري به افغانستان داشته و با همراهي «تام هاتکس» بعنوان مقام بلند پايه در مناطق جنگي افقانستان از حقاني فيلمي تهيه کرده است، از آقاي حقاني به عنوان يکي از بهترين انسانها نام مي برد. همبن آقاي حقاني بود که در طي روز هاي گذشته با طراحي و با به اجرا درآوردن يک عمليات انتحاري بوسيله پزشکي بسيار خونسرد در يکي از پايگاه هاي آمريکا در منطقه «خوست» هفت مامور اطلاعاتي بلند پايه آمريکا و يک مامور اطلاعاتي اردوني را به قتل رسانده و تعداد ديگري را مجروح ساخته است. براي «سيا» اين يکي از هلاکتبارترين عمليات برعليه آمريکا از سال 1983به بعد بود. در سال 1983 آمريکائي ها در اثر بمب گذاري 17 نفر از اعضاي خود را در شهر بيروت از دست داده بودند. از زمان تاسيس «سيا» در سال 1974 تا عمليات اخير در افغانستان، اين سازمان تاکنون 90 نفر از اعضاي مهم و فعال خود را از دست داده است. آمريکا کشته شدگان را تحت ستارگان بي نام در درون ديواري مرمري در شهر «لانگ لي» در «ويرجينيا» به خاک سپرده است. پس از عمليات اخير اجساد هفت تن از کشته شدگان به اين ستارگان افزوده شد.
فردي که عمليات انتحاري را موفقيت آميز در کمپ«چپ من» به انجام رساند، توانسته بود با اونيفورم ارتش افغانستان وارد اين منطقه استراتژيک شود. او زماني موفق به انجام اين امر شده بود که ظاهرآ پست نگهباني خالي از نگهبان بوده است، بدين ترتيب بود که وي موفق شد در سالن ورزشي، مامورين اطلاعاتي را که به نظر ميرسد از کابل به آنجا پرواز کرده بودند تا با مقامات بلند پايه نظامي ديدار داشته باشند به قتل رساند.
القاعده نيروي مورد نظر:
در مورد عمليات فوق شايعات زيادي بر سر زبانها افتاد. اگرچه سرويس هاي اطلاعاتي خبري، مخفي تلاش دارند تا با احتياط زيادي از اين شايعات و منابع استفاده و بهره گيري کنند. بطور مشخص «سيا» تا به امروز موضع مشخصي در رابطه با اين مسئله نگرفته است. فردي که اين عمليات را انجام داد،سي و شش ساله، پزشک و اهل کشور اردن بود. وي در حالي اين عمليات را به انجام رساند که بعنوان جاسوس مورد اعتماد سازمان اطلاعاتي آمريکا در طي هفته ها، اخبار و اطلاعات مهمي را در رابطه با طالبان و القاعده مستقر در مرز افغانستان و پاکستان رد و بدل مي کرده است.
ماموريت اصلي اين پزشک اردوني «بالا ويس» اين بوده است که ظاهرآ اطلاعات و اخبار مربوط به «ايمن الظواهري» نفر دوم القاعده، پس از عثمامه بن لادن، را تهيه کرده و در اختيار مقامات امنيتي آمريکائي قرار دهد. الظواهري پزشک مصري است که در نواحي مرزي مستقر بوده و دستيابي به وي بسيار مشکل است. طالبان پاکستان اعلام داشته است که اين عمليات را شخصي بنام «هو مام خالد محمد» طراحي کرده است. منابع ديگر اعتقاد دارند که اين عمليات توسط فرد ديگري بنام« هو مام خليل مولال البالوي» برنامه ريزي شده است.
سازمان امنيت اردن در اواخر سال 2007 اين پزشک 36 ساله را به اتهام فعاليت هاي تحريک آميز دستگير نمود. وي در زندان تحت تاثير «نظاميان جهادي» قرار گرفت و به آنان پيوست. بايد گفتته شود که اين جريان شديدآ بدنبال جذب نيرو بود . يکي ديگر از مقتولين، افسر بلند پايه اردني به نام شريف علي بن ضيد بود که همراه عوامل اطلاعاتي آمريکا کشته شد و خود رابط «سيا» بوده است. پس از عمليات 11 سپتامبر نامبرده عضو امنيتي در خاور ميانه و يکي از افراد وابسته به آمريکا در مبارزه برعليه تروريسم بود. سازمان حقوق بشر اظهار مي دارد که بطور کلي سازمان مخفي اطلاعاتي درعمان، آمريکا را در عمليات آدم ربائي،شکنجه افراد مضنون به عمليات تروريستي، کمک و مورد حمايت قرار مي دهد. در کشور اردن، مردم اين کشور مخالف همکاري دولت اردن با سازمان هاي امنيتي آمريکا هستند. ملک عبداله دوم پادشاه اردن که با افسر بلند پايه مقتول در افغانستان نسبت فاميلي دارد، همواره تلاش کرده است که اين همکاري ها را لاپوشاني کند. قابل ذکر است که افسر بلند پايه امنيتي اردني که در عمليات فوق کشته شد تحت پوشش نيرو هاي صلح سازمان ملل در افغانستان فعاليت مي کرده است..
جاسوس دو جانبه سئوال برانگيز.
اصلآ عجيب و غريب و يا تعجب بر انگيز نيست که نماينده رژيم در اردن، پيش از اين، سازمان امنيت آمريکا را مورد انتقاد قرار مي دهد که اين سازمان تمام تلاش خود را بکار گرفته تا که از طريق منابع الکترونيکي اطلاعات مورد نياز خود را تهيه نمايد و کمتر توجهي به منابع انساني دارد. در حاليکه آمريکائي ها دقيقآ درکمپ «چپ من» روي منابع اطلاعاتي اردني ها خود را متمرکز ساخته اند.
جاسوس هاي آمريکائي که چند روز پيش به قتل رسيدند، افرادي بسيار مهم و با تجربه بودند که به طور نمونه يکي از آنان خانمي بود که فرماندهي پايگاه را به عهده داشت. وي که داراي سه فرزند بود از سال 1996 فعاليت هاي خويش را صرف جمع آوري اطلاعات از فعاليت هاي بن لادن نموده بود. اما اين سوء قصد و يا توطئه، اين سئوال را باعث مي گردد که چه کسي در اين عمليات نقش جاسوس دو جانبه را ايفا مي کرده است.
همزمان با بروز اين جنگ سرد، يک منبع اطلاعاتي با سابقه «سيا» در تايمز لندن اعلام مي دارد که قاعدتآ اين جاسوس دو جانبه، اطلاعات نا درستي را در رابطه با ماموريتش (در مورد الظواهري) به آمريکائيان انتقال داده است و ديديم که چگونه در مقابل ديد همگان عمليات انتحاريش را به انجام رساند.
اين پزشک اردني، قبل از دستگيريش توسط نيرو هاي امنيتي اردني و چندي پيش از عمليات انتحاريش در مصاحبه اي با يک مجله مي گويد، که نيرو هاي القاده در کنار ما قرار دارند. وي همچنين گفته است که من از کودکي هميشه علاقه اي خاص به عمليات و جنگ و جهاد مقدس داشته و هميشه دوست داشته ام که شهيد شوم، «بالا ويس» تاکيد مي کند که وقتي که، عشق به جهاد سراسر قلبت رافرا گرفت غير ممکن است که بتوان اين عشق را از سينه بدر کرد. اينک هفت ستاره مدفون در «لانگ لي» آمريکا، گواه اين گفته ها هستند.اين امر مايه تعجب اردني نگرديده است.
[ نسخه چاپی ]
[ بازگشت به صفحه اول ]
|